مارتیامارتیا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 9 روز سن داره

martia sheitoon

خنده های شیرین

1392/10/27 12:38
نویسنده : الی خاله
197 بازدید
اشتراک گذاری

 مارتیا جون امروز ٩٢.١٠.٢٦ است و تو را با محسن غروب به خانه ما آورد که کلی با دیدنت شاد شدیم و باهات بازی کردیم  آخر شب هنگامی که می خواستین برین خونه تون تو دلت نمی آمد که بری و دست منو گرفته بودی و من هم شروع کردم تا تو رو بخندونم و تو هم انگار خوشت اومد و شروع کردی به خندیدن و با زبان بی زبونی به من فهموندی که تو هم بخند و این خنده من باعث شد که تا به هم نگاه می کردیم می خندیدیم و تو قهقهه می زدی عزیزم حدود ده دقیقه بی دلیل به هم نگاه کردیم و قهقهه زدیم با صدای مامان المیرا که جلوی در منتطر تو بود ازت خواستم که بری یعنی من ببرمت پیششون ولی تو دست منو گرفتی و اشاره کردی که بشینم و با نگاه تو صورتم دوباره خندیدی و من هم دنبال تو خندیدم خلاصه عزیزم یک ربع ساعت حسابی خندیدیم و لذت بردیم.اما حیف که اون زمان نتونستیم ازت فیلم بگیریم و این صحنه قشنگ را برایت حفظ کنیم. عزیزم امیدوارم همیشه تو زندگیت بعد از گذشت سالها وقتی که بزرگ شدی همیشه بخندی و خوش باشی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به martia sheitoon می باشد